یادداشت های برفی

خرید بک لینک
هی مینویسم پاک میکنم ... هنوز هم برایم سخت است بیرون راندن این واژه هایی که سال ها پیش باید مینوشتمشان، میگفتمشان و از شرشان خلاص میشدم. سال ها پیش باید یک بار برای اولین و آخرین بار بهت میگفتم که "دوستت دارم" آن هم کم نه.. تا حد جنون ... باید میگفتم تا این واژه از فرط گفته نشدن در دلم رسوب نکند!آن روز ها از ترس این که همان بودن کم و معمولی ات را از دست بدهم ،هر روز بیشتر از دیروز این جمله ی لع یادداشت های برفی...

ما را در سایت یادداشت های برفی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 100 تاريخ: سه شنبه 14 شهريور 1396 ساعت: 7:53

هی مینویسم پاک میکنم ... هنوز هم برایم سخت است بیرون راندن این واژه هایی که سال ها پیش باید مینوشتمشان، میگفتمشان و از شرشان خلاص میشدم. سال ها پیش باید یک بار برای اولین و آخرین بار بهت میگفتم که "دوستت دارم" آن هم کم نه.. تا حد جنون ... باید میگفتم تا این واژه از فرط گفته نشدن در دلم رسوب نکند!آن روز ها از ترس این که همان بودن کم و معمولی ات را از دست بدهم ،هر روز بیشتر از دیروز این جمله ی لع یادداشت های برفی...

ما را در سایت یادداشت های برفی دنبال می‌کنید

برچسب: آقای, نویسنده: بازدید: 94 تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 6:19

همیشه خواب هایم تعبیر داشته اند. مثلِ ۱۱ فروردین ۹۳ که شبش خواب از دست دادنت را دیده بودم....مثل همین چند شب پیش که دوباره خوابت را دیده بودم و مثلِ امروز که تعبیرش شدی در چشمانم...من امروز در آن خیابانِ بی رحم دیدمت..داشتم از خیابان رد میشدم تا بروم کافی نت ، اصلا حواسم به این طرفش که تو ایستاده بودی نبود .به این طرف که رسیدم. رو به رویم بودی.. داشتی با تلفن صحبت میکردی. بعد از سالها دوباره صدا یادداشت های برفی...

ما را در سایت یادداشت های برفی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 100 تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 6:19

صفحه بندی